سیر مدهوش

یا خَیرَ شاهِدٍ وَ مَشهودٍ

سیر مدهوش

یا خَیرَ شاهِدٍ وَ مَشهودٍ

بسم الله الرحمن الرحیم

...أَوَلَم یَکفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ (فصلت/53)

***

السلام...

آکنده ز رنج و درد و سرشار نیاز
با این همه مغرورم و پرنخوت و ناز

غفلت ز خدا و خود ربود از سر، هوش
«مدهوش» به «سیر» سوی حق گردم باز

نمی‌توانم ادعا کنم که قرار است در این‌جا فقط برای خدا بنویسم؛
اما خدا را «شهید» و گواه گرفته‌ام که سعیم بر این باشد که
آن‌چه دلم می‌خواهد و می‌گوید را از صافی رضای خدا نیز عبور دهم و سپس بر این صفحه بنگارم...
و اگرچه گه‌گاه قصدم شاد کردن دیگران خواهد بود ولی هیچ‌گاه تنها برای خوش‌آمد آن‌ها ننویسم...

که پروردگار، به تنهایی، هر کسی را کفایت می‌کند!

...والسلام

طبقه بندی موضوعی

ماهِ آه

دوشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ۰۹:۰۴ ب.ظ

باسمه تعالی


داغت چون سال، تازه گشته‌ست این ماه

با هیچ دمی گرم نگیرد جز آه


من هیچ ندارم! مگر این آه و نَفَس...

نَفسی بفداک یا اباعبدالله


22 آبان 1391 (27 ذی‌الحجه 1433)

اصلاحات:

- بیت اول از شکل زیر به شکل فعلی تغییر کرد:

داغی که به همراهی سال از این ماه

شد تازه، فقط گرم بگیرد با آه

- مصراع اول بیت دوم از «هر چند ندارم اختیار نَفَسم» به «من هیچ ندارم! مگر این آه و نَفَس» تغییر کرد. (15 آذر)

- در مصراع اول بیت اول «نو شود در این ماه» به «تازه گردد این ماه» تغییر کرد. ( 15 آذر)

- عنوان نوشته از «در راه محرم» به «ماهِ آه» تغییر کرد. (15 آذر)

- مصراع اول از حالت زیر به صورت فعلی تغییر کرد (7 آبان 92):

 «داغی که چو سال تازه گردد این ماه»

  • ۹۱/۰۸/۲۲
  • مدهوش

سال تازه

داغ کهنه

محرم

نظرات (۵)

سلام
1- بهتره "باسمه" رو بنویسی: "بسمه" مثل "بسم الله"
2- این داغ همیشه نو بود در هر ماه / سوزد چو زند شعله ی آن بر هر آه
    باشد که بود هز نفسی نفس حنیف / حلت بفناء تو اباعبدالله


پاسخ:
سلام علیکم

1- خودم تا مدت‌ها می‌نوشتم «بسمه تعالی».
اما یه بار یکی از رفقا گفت که «ا» که بی‌خود و بی‌جهت نباید حذف بشه، چون خیلی جاها «ا» خونده نمی‌شه ولی حذف هم نمی‌شه. این‌طور گفت که گویا «بسم الله» یه جور استثناءه.
من هم توی قرآن که گشتم، «بسم» فقط توی «بسم الله» بود و «باسم ربّک» به این شکل نوشته شده بود.
این شد که من از اون موقع می‌نویسم «باسمه تعالی»!

2- تو هم پس طبع شعر داری؟! به سلامتی! خوشحال می‌شم که باز هم نقدهات رو ببینم.
  • تماشاگرنما (رجیسترد نیک-نیم)
  • سلام 
    من دیشبی ام 
    چند تا فیدبک میدم که نظر شخصیمه در مورد فاصله شون با واقعیت نظری ندارم. در ضمن بیشتر انتقاد میکنم چون خودت اینطوری خواستی :دی  
    ۱- پوسته بلاگت خوب نیست. خیلی شلوغه. اون متن بالایی پابرهنه رفته تو بک گراند آبی. نیاز به گرافیک و/یا عکس داره.  بهتره تا حدی مدرن تر و مینیمالیست تر باشه و ...
    ۲- من با خوندن بلاگ یک آدم مذهبی راحتم ولی بلاگت در حال حاضر تا حدی "مذهب-زده" است (مثال هاش رو خودت میتونی توی در و دیوار و همه اجزا به وضوح ببینی). البته طبیعتا خیلی ها با این سیستم حال میکنن ولی بنده نه. حس میکنم برای جذب مخاطب عام و شناسوندن خود واقعیت با همه ابعاد شخصیتیت به بقیه نیاز داری که متعادل تر باشی، البته میتونی بگی من قصد جذب مخاطب عام رو ندارم که در اون صورت همین فرمونو ادامه بده.
    ۳- کیفیت شعرهات برای یک شاعر غیر حرفه ای قابل قبوله ولی خب خیلی جای پیشرفت داره. البته همین که جرات داشتی و پابلیش کردی قابل تقدیره.
      
    من فیدت رو دنبال میکنم، شاید زیاد نظر ندم ولی در حد امکان میخونم.
    موفق باشی و خسته نباشی 

    پاسخ:
    سلام
    قدم‌رنجه فرمودید جناب «تماشاگرنما».
    بسیار ممنون از این‌که وقت گذاشتی و خواندی و نظر دادی

    1- اون‌قدری توی این زمینه‌ها تخصص ندارم. ان‌شاءالله کم‌کم یه چیزایی یاد بگیرم و از نظر بصری، قوی‌ترش کنم. این چیزی‌ه که با paint از دستم بر اومده!
    2- همون‌طور که خودت در آخر اشاره کردی، من قصد جذب مخاطب عام و شناسوندن خودم رو در این‌جا ندارم. هرچند مسلما ابعادی از شخصیتم، خواسته یا ناخواسته توی نوشته‌هام بروز پیدا می‌کنه.
    3- ممنون. ان‌شاءالله سعی می‌کنم بهتر بشه.

    همین‌که خوراک(فید)م را دنبال می‌کنی، ممنونم و هر وقت نظری داشتی، دوست دارم که ببینمش!
    تو هم موفق باشی، یا حق.

    سلام. بیت دوم عالی ست، بیت اول هم مصرع دومش خوب ست اما نمی دانم چرا با مصرع اولش ارتباط برقرار نمی کنم. مصراع اول به گونه ایست که توصیفی را در مصراع دوم و ادامه ای دقیقاً در ارتباط با همان مصراع اول را ، در بیت بعدی می طلبد،  درحالی در حال حاضر ،بیت دوم کلاً می تواند بدون هیچ ارتباطی با بیت اول هم به تنهایی خوانده شود و اتفاقاً خیلی هم زیبا تر خواهد شد... بنظرم جا دارد که آن وسط ها شعر ادامه پیدا کند و بعد از چند بیت، بیت آخر قرائت شود،شاید هم دوست داشته اید در حد رباعی باقی بماند(نمی دانم درست گفتم یا نه؟رباعی...)

    پاسخ:
    سلام

    رباعی را درست گفتید؛ در وزن رباعی گفته شده و خودم هم قصدم این بوده که در همین حد باقی بماند.
    نظرتان قابل احترام است. می‌پذیرم که دو بیت تا حدود زیادی از هم مستقل هستند. البته سعی کرده‌ام تا جایی که می‌توانم لااقل فضایشان را به هم نزدیک کنم؛ با آوردن «دم» و «آه» و «نفَس».
    در بیت اول هم هدف این بوده که دو مصرع در کنار هم یک معنای واحد را القا کنند:
    «داغی که در این ماه (مثل سال که نو می‌شود) تازه می‌شود، فقط با آه گرم می‌گیرد» 
     البته به نظر می‌رسد من در این کار آن‌چنان موفق نبوده‌ام.

    متشکر از نظرتان.
    مصرع دوم بیت اول، نسخه قدیمش قشنگ تره. شاید مصرع اولش هم نسخه ی قدیمش بد نباشه. یعنی کلا نسخه اولیش قشنگ تره.
    .
    بسیار لذت بردم. مخصوصا  از بیت دوم.
    حاجت روا باشی برادر
    یا حسین
    نفسی بفداک یا ابا عبدالله
    پاسخ:
    من نسخه‌ی جدید رو بیشتر می‌پسندم، چون به نظرم روون‌تره. ولی خب سلیقه‌ای‌ه و نظر تو هم کاملا قابل احترام. اگه دلایل مشخصی داری ممنون می‌شم که بگی.

    خدایت خیر دهاد
    ان‌شاءالله که در این ایام و لیالی خودشان به اندازه‌ی کرمشان دست‌ها را بگیرند و حاجات را روا کنند.

    چرا چرا، موفق بودید، ناامید نشید، ادامه بدید! 3 چهارم لیوان پراست فعلاً (3 مصراع از 4 مصراع عالیست) به اون یک چهارم نگاه نکنید...

    پاسخ:
    ممنون از لطفتان.
    ناامید نیستم و سعی خواهم کرد و می‌دانم موفقیت در این مسایل که تا حدود زیادی سلیقه‌ای هستند، نسبی‌ست.
    تا خدا چه بخواهد.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">