سیر مدهوش

یا خَیرَ شاهِدٍ وَ مَشهودٍ

سیر مدهوش

یا خَیرَ شاهِدٍ وَ مَشهودٍ

بسم الله الرحمن الرحیم

...أَوَلَم یَکفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ (فصلت/53)

***

السلام...

آکنده ز رنج و درد و سرشار نیاز
با این همه مغرورم و پرنخوت و ناز

غفلت ز خدا و خود ربود از سر، هوش
«مدهوش» به «سیر» سوی حق گردم باز

نمی‌توانم ادعا کنم که قرار است در این‌جا فقط برای خدا بنویسم؛
اما خدا را «شهید» و گواه گرفته‌ام که سعیم بر این باشد که
آن‌چه دلم می‌خواهد و می‌گوید را از صافی رضای خدا نیز عبور دهم و سپس بر این صفحه بنگارم...
و اگرچه گه‌گاه قصدم شاد کردن دیگران خواهد بود ولی هیچ‌گاه تنها برای خوش‌آمد آن‌ها ننویسم...

که پروردگار، به تنهایی، هر کسی را کفایت می‌کند!

...والسلام

طبقه بندی موضوعی

آن شب جان‌گداز

پنجشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۲، ۰۷:۵۲ ب.ظ

باسمه تعالی


داشت بانو با جهان گفت و شنودی جان‌گداز

گفت بدرود و شنید آن شب درودی جان‌گداز


واژگون شد کار دنیا آن شب از فرط ستم

که قیامت بود و مولا در قعودی جان‌گداز


داغ آن شب تا ابد بر قلب شیعه ماندنی‌ست

یاد زخم میخ در، چون یادبودی جان‌گداز


عطر بانو از پر جبریل بود، آن شب ولی

خانه پُر شد از شمیم دود عودی جان‌گداز


طفل «لم یولد» در آن شب گشت طفل «لم یکن»

در نبودش مادری بود و نبودی جان‌گداز


گرم و سوزان بود جان کوچه‌ها آن شب که شد

بر زمین افتادن بانو سجودی جان‌گداز


پیش از آن شب داشته باغ خدا یاسی سپید

صبح، باغی خسته و یاس کبودی جان‌گداز


فروردین 1392

***

در حاشیه:

من کجا و عرصه‌ی سیمرغ؟ جولان‌گاه من

در نهایت باشد ابیاتی برای بوف و باز


گر جسارت کرده‌ام از جهل و ضعفم ناشی است

چشم مدهوش است بر عفوت عزیز بی‌نیاز


اصلاحات:

- بیت اول از شکل زیر به صورت فعلی تغییر کرد: (آذر 92)

«آن شب آمد از زمین سوز سرودی جان‌گداز / وز پی‌اش از آسمان بانگ درودی جان‌گداز»


- در بیت چهارم، مصراع اول از شکل زیر به صورت فعلی تغییر کرد: (آذر 92)

«عطر ایشان عنبری از بال‌های جبرئیل... آن شب ولی»


- در بیت پنجم، عبارت «... جان کوچه‌ها ...» جایگزین «... گویا کوچه‌ها ...» شد. (آذر 92)


- در بیت ششم، عبارت «در نبودش ...» جایگزین «در عزایش ...» شد. (آذر 92)


در بیت هفتم، مصراع اول از شکل زیر به صورت فعلی تغییر کرد: (آذر 92)

«قبل از آن شب بود در باغ خدا یاسی سپید»

  • ۹۲/۰۱/۲۲
  • مدهوش

فاطمیه

نظرات (۵)

خوب
فقط وزن مصرع "عطر ایشان..." متفاوت با بقیه ی غزله
پاسخ:
ممنون
و تشکر مضاعف بابت نکته‌ای که به‌ش اشاره کردین. چون یه سری توضیحات بود که می‌خواستم بدم و نظر بقیه رو هم در موردشون جویا بشم:

آره، اون مصراع یه رکن زیاد داره. همه‌ی مصراع‌ها بر وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» هستن و اون مصراع بر وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن».
راستش یه چندجایی دیده بودم که گویا به یه تناسب‌هایی رکن اضافه شده و حدس زدم که احتمالا از اختیارات شاعری باشه!!! البته با همون وزن اصلی هم یه نسخه از این مصراع داشتم:
«عطرشان عنبر ز بال جبرئیل، آن شب ولی»
ولی یه جوری بود به نظرم!
این شد که یه رکن اضافه کردم! حالا نمی‌دونم این حرکت اصلا مجاز هست یا نه؛ یا جوازش شرایط خاصی داره یا نه.

در هر حال اگه دوستان دیگه هم نظرشون رو بگن و شما هم نکته‌ای درمورد این توضیحات من داشته باشین و گوشزد کنین، ممنون می‌شم.
السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده :(
خوش به حال شما و هر که قلمش برای ام ابیها و فرزندانشون می نویسد
قلمتان در مسیر رضای خدا پر گفتار باشد انشا الله

التماس دعا
پاسخ:
ان‌شاءالله خدا توفیق بدهد تا در دنیا پیرو راهشان و در قیامت مورد شفاعتشان باشیم.
  • مجید صحراکارها
  • البته من در شعر قدما این اضافه شدن رو ندیدم...
    کلیت شعر شسته و رفته بود
    . همیشه به شاعران اشعار آیینی حسودی میکنم. چون واقعا اجر دارند... ماجور باشی...
    پاسخ:
    من هم اون چند مورد رو در شعر متجددین دیدم.
    ممنون از نظرت؛ هرچند مختصر و شسته‌رفته بود!
    شما که خودت شعر آیینی داری... . ان‌شاءالله خدا و اون بزرگواران قبول کنن ازَمون.
  • رایحه جعفری
  • دقیقا...

    من هم دیگه کارم از غبطه گذشته... حسودی میکنم...

    درباره ی بیت چهارم هم باید بگم در حد اطلاعات نیمه شاعرانه ی من، بله... یک رکنش اضافه است ولی میشه با بدجنس خوندش: یعنی دقیقا اگر به حد اون سه نقطه چند تا نقطه دیگه و چند ثانیه مکث بشه کسی بویی نمیبره که به قول من "وزنش یه حالیه" 

    البته بگم ها... من ماعر هم نیستم اطلاعاتمم کمه.. یک کلمه هم عروض بلد نیستم....

    پاسخ:
    بعید می‌دانم نوشته‌های من آن قدر محلی از اعراب داشته باشند که بخواهند حسادت‌برانگیز باشند. فقط امیدم این است که به لطف خدا، «آن‌ها» به اندازه‌ی حرکت یا سکونی به حساب بیاورندشان.

    خداوند خودش قریحه‌ی همه‌ی اصحاب ذوق و ادب را به راه خود بکشاند و در آن حفظ و تقویت کند، ان‌شاءالله.
    من هم با دوستان در مورد اون بیت موافقم. البته این توضیحی که دادید رو بهش میگن سکته ی ملیح توی شعر اما خب این بیت سکته اش چندان هم ملیح نبود. من پیشنهاد میدم اینجوری اصلاحش کنید:
    عطر ایشان عطر بال جبرئیل، آن شب ولی
    چون کلمه ی عنبر نیازی نیست گفته بشه و همین که بگیم عطر و موضوع هم بانوی عالم و باشه و با کلمه ی جبرئیل بیاد به اندازه ی کافی فضا رو معطر می کنه که نخواین اصرار داشته باشید به این کلمه.
    ضمنا یه مصرع خیلی زیبا داشتین:
    طفل لم یولد در آن شب گشت طفل لم یکن
    خیلی تلمیح زیبایی داشت. اما از نظر معنی یادمون نره که طفل حضرت زهرا با وجود این که لم یولد بود توی تاریخ اثر خودشو گذاشت و چندان هم لم یکن نبود.
    به هر حال سعادت خودتون رو در سرودن این گونه شعر ها قدر بدونید.
    پاسخ:
    اون مصراع در حقیقت برگرفته از این روایت‌ه:

    ام‌سلمه می‌گوید: از حضرت زهرا(س) پرسیدم که آیا عطر و بوی خوش ذخیره کرده‌ای؟
    فرمود: آری. رفت و شیشه‌ی عطری آورد و مقداری در کف دست من ریخت، بوی خوشی داشت که هرگز نبوییده بودم.
    گفتم: این عطر خوش بو را از کجا تهیه کرده‌ای؟
    فرمود: «هو عنبر یسقط من اجنحة جبرئیل» "این عطر، عنبری است که از بال و پر جبرئیل فرو ریخته است."
    نهج الحیاة، ص 170.

    روی همین حساب تاکید داشتم روی واژه‌ی «عنبر» که یه جورایی مستند بشه! و توی ترکیب‌های دیگه‌ای که به ذهنم اومد ولی به دلم ننشست، شبیه به اونی که شما پیش‌نهاد کردین هم بود. مثلا به خاطر تکرار «عطر»

    و گرچه منظور من از اون «لم یکن» اون‌قدرها عمیق نبوده، ولی اون نکته‌ای که شما متذکر شدین کاملا به‌جاست،

    خیلی ممنون از نظزاتتون. خدا خیرتون بده.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">